اترک/اسفیدان نام دو آبادی در استان خراسان شمالی است . یکی از اینها آبادی ها روستایی است از توابع دهستان گرمخان بخش مرکزی شهرستان بجنورد . این آبادی با مختصات جغرافیایی طول ۵۷ درجه و ۳ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۷ درجه و ۳۸ دقیقه با ارتفاع ۱۶۰۰ متر از سطح دریا در یک موقعیت کوهستانی- دره ای در ۶۴ کیلومتری جنوب شرقی شهر بجنورد مرکز این استان قرار دارد . دیگری روستایی است از توابع دهستان اترک شهرستان مانه که در ۷/۴ کیلومتری شرق پیش قلعه مرکز این شهرستان و ۴۲ کیلومتری بجنورد واقع است. مختصات جغرافیایی این آبادی عبارت است از : طول ۵۷ درجه و ۳ دقیقه و عرض ۳۷ درجه و ۳۸ دقیقه و ارتفاع ۶۴۰ متر از سطح دریا .
اسفیدان اکنون نام رسمی این دو روستا در وزارت کشور است ولی مردم بومی و اهالی منطقه نام هر دو آبادی را «اسبیان» می خوانند.
اسفیدان بجنورد یک روستای فرهنگی - تاریخی در خراسان شمالی است كه به علت بافت قدیمی پلكانی خود به ماسوله شمال شباهت بسیار دارد و به نظر می رسد از همان ابتدا موسوم به اسفیدان بوده است. اما اسفیدان مانه در گذشته های دور "اسپیدان" نام داشت (فرهنگ آبادی های شهرستان مانه و سملقان، ص ۶۲). در زمان حکومت صفویه بود که با مهاجرت کردهای طایفه خنضرانلو به این منطقه به اسفیدان خنضرانلو شناخته شد (فرهنگ قومی و جغرافیایی شهرها و آبادی های استان خراسان شمالی ص۷۱). بعدها نام طایفه مزبور از این جاینام حذف گردید و آبادی فوق رسماً به اسفیدان تغییر نام یافت . از این دو آبادی که بگذریم یک آبادی به نام اسفیدان در نطنز اصفهان قرار دارد و جاینام های دیگری مانند سپیدان و سپیدانه هم در کشور وجود دارند که از نظر واژگانی با اسفیدان هم ریشه هستند.
در مورد وجه تسمیه اسفیدان بجنورد گفته می شود به این دلیل این آبادی را اسفیدان نامیده اند که در اطراف آن درختان سپیدار فراونی روییده بود . در واقع نام آن ابتدا سپیدار بوده و سپس به اسفیدان تغییر یافته است. همچنین برخی بر این باورند که در گذشته های دور دو نفر از ترکان همدان به این منطقه مهاجرت کردند و بنیان این آبادی را گذاردند. نام یکی از این آنها اسفندیار بوده است که این آبادی به نام آن شخص موسوم گردید. بعدها واژه اسفندیار به اسفندان و سپس به اسفیدان تبدیل گردید.
دلایلی که برای نامگذاری آبادی اسفیدان در بالا ذکر شده است هیچکدام سند تاریخی ندارند. اگر هم برای آبادی بجنورد واقعیت داشته باشد برای سایر آبادی های موسوم به اسفیدان از جمله اسفیدان مانه و نطنز صادق نیست.
در مورد اطلاق نام اسفندان به اسفیدان بجنورد ممکن است به کتاب مرآه البلدان استناد شود که اعتماد السلطنه در آن نام این آبادی را اسفندان ذکر کرده است. در پاسخ این ادعا باید گفت که همزمان با تحقیقات اعتماد السلطنه گروهی از کارکنان وزارت جنگ انگلستان مستقر در سفارت هندوستان تحقیقی جامع تحت عنوان " فرهنگ جغرافیایی ایران- خراسان " در مورد آبادی های خراسان انجام دادند که در آن از این روستا به صورت اسفیدان یاد شده است. این نشان می دهد که وزیر ناصرالدین شاه این جاینام را که قرنها اسفیدان نام داشت تصحیف کرده و به نادرستی املای آن را تغییر داده است. به علاوه، واژه اسفندان از نظر زبانشناسی اساسأ ربطی به اسفندیار ندارد.
وانگهی اگر نیک بنگریم اسامی تمامی اماکن جغرافیایی فوق از مؤلفه های معنایی یکسانی برخوردارند که مهمترین مؤلفه آن رنگواژه «سفید» است. استفاده از رنگواژه ها از متداول ترین روش های نامگذاری بر اماکن جغرافیایی در ایران بوده است . این روش نه تنها در مورد جاینامها بلکه در مورد آبنام ها و کوهنام نیز اعمال شده است . مثلاً در زبان فارسی آبنام های «سفید رود» و «دریای سیاه» و «دریای سرخ» و در زبان ترکی «آق بلاغ» و در زبان عربی « عین البیضاء» نمونه هایی از این شیوه نامگذاری اماکن جغرافیایی هستند که در ساخت واژگانی آنها از رنگواژه ها استفاده شده است ( نقش رنگواژه ها در ساخت جاینامهای ایران، ص ۱۰۲).
در حقیقت آنچه در بحث ما به جاینام اسفیدان مربوط می شود همین رنگواژه "سفید" است که مانند رنگواژه های سیاه ، سرخ ، کبود و زرد در ساخت جاینامها نقش اساسی دارد. گاه به جای رنگواژه سفید از معادل یا ترجمه های آن استفاده می شود. مثلا شکلی از واژه « سفید» در گویش های مختلف به صورت سپید، اسپید ، اسبی در ساخت جاینامها به کار می روند ( همان، ۱۰۳).
در حال حاضر اهالی اسفیدان بجنورد ترک زبان هستند و مردم اسفیدان مانه اغلب کرد زبان . ولی معلوم نیست این اقوام از چه زمانی در این آبادی ها سکنی گزیده اند. از نظر تاریخی نیز مشخص نیست که بنای این دو روستا به چه دورانی باز می گردد.
ولی کتاب فرهنگ قومی و جغرافیایی شهرها و آبادی های استان خراسان شمالی تا سال ۱۳۹۴ قدمت روستای اسفیدان بجنورد را ۸۰۰ سال و اسفیدان مانه را به ۳۵۰ سال می رساند. هر چه هست از نظر زبانشناسی تاریخی می توان گفت ریشه واژه «اسفیدان» به زبان پهلوی دوره اشکانیان یا ساسانیان بر می گردد که در ادامه به آن می پردازیم. اما فعلاً این موضوع را از منظر جغرافیای تاریخی مورد بررسی قرار می دهیم.
قدیمی ترین جاینام که در آن مفهوم « سفید» به کار رفته است کاخ پادشاهان ساسانی بوده که «قصر ابیض» نامیده می شد؛ ساختمان عظیم و سفیدرنگی که در طاق کسری یا ایوان مداین قرار داشت( مختصر البلدان، ص ۱۴۵). در نیشابور روستایی بوده که در تقویم البدان (ص۵۱۵) از آن به عنوان اسفینقان یاد شده ولی در مراصدالاطلاع به صورت اسفیذبان آمده است.
اسفیذبان نام شهری در کرمان هم بوده است که معجم البلدان (ج۱،ص ۱۸۰) آن را شهر ابیض ( سفید) معنا می کند. البته واضح است که همه این جاینامها صورت تحریف شده و تصحیف شده واژه « سپئد خان » در زبان پهلوی است .اما جاینام «اسفیدان» که صورت دیگری از آن واژه است در کتابهای تاریخی به اماکن متعددی در کشورمان اطلاق می شود که قدیمی ترین آن در کتاب صوره الارض ( قرن چهارم ه.ق) ذکر شده است. در فارسنامه بلخی (قرن پنجم) سخن از آبادیی به نام اسفیدان به میان آمده است که با شهر بیضا در استان فارس مطابقت دارد. ابن بلخی در مورد این جاینام می گوید : معنی آن خانه سفید یا کاخ بیضا یا ابیض است. او می افزاید به این جهت آن را بیضا گفتند که قلعه سفید رنگ آن از مسافت دور می درخشید (فارسنامه ابن بلخی ،ص۴۳۹ ).
لسترنج در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی (ص ۳۰۱) به نقل از مقدسی می گوید بیضا شهری نیک و پاکیزه است ... خود شهر در آغوش کشتزارهای سبز گندم جا گرفته و با رنگ سفید خود نمایان و درخشان است. در کتابهای نزهه القلوب ( قرن هشتم) و جغرافیای تاریخی حافظ ابرو ( قرن نهم) نیز از قلعه اسفیدان نام برده شده است.
همچنین در دوران خلافت امویان یکی از روستاهای نهاوند «اسفیدهان» بوده است (مختصرالبلدان، ص۹۴) که صورت دیگری از اسپئد خان است. بر این قیاس است که احمد کسروی اسفیدان را همان «اسپیدهان» می داند و جزء دوم این جاینام یعنی« ان » یا « هان » را به معنای شهر و ده می گیرد و معتقد است اسفیدان یعنی شهر یا ده سفید ( نام شهرها و دیه های ایران، ص۲۴).
وجه تسمیه «جای سفید» در مورد اسفیدان های خراسان شمالی نیز صادق است. یعنی اسفیدان بجنورد هم مانند سایر جاینام های همنام به این دلیل مسمّا به این نام شده است که در نزدیکی تپه ای قرار دارد که بر فراز آن تلی از سنگ چیده شده است. این تپه همان قلعه باستانی است که اهالی روستا آن را «تاش قلعه» می نامند. تاش قلعه به زبان ترکی به معنای قلعه سنگی است که آثار و خرابه های آن اکنون در ضلع جنوبی روستای اسفیدان باقی مانده است. در مقابل این قلعه سنگی کوهی به نام آق قیه وجود دارد که به زبان ترکی یعنی صخره سفید. در واقع روستای اسفیدان نام خود را از صخره های آق قیه و این قلعه سنگی بر گرفته است که از فاصله دور به رنگ سفید به نظر می رسید. در حقیقت تاش قلعه ترکان همان اسفیدان به زبان فارسی بوده که آبادی جدید نام آن را با خود به یادگار دارد. یک قلعه سنگی دیگر به نام «داش قلعه» در اطراف مشهد نیز بوده است که اکنون به داشخانه تغییر نام یافته است.
اسفیدان مانه نیز که در موقعیت دشتی قرار دارد چنین وجه تسمیه ای دارد. چون تپه ای باستانی به نام «تپه اسفیدان» در شمال شرقی این روستا قرار دارد که تحت نظر میراث فرهنگی است. به گفته بزرگان و کهنسالان ، آثار و خرابه های باستانی آن از خاک و مصالح سفید رنگ تشکیل شده که به نظر می رسد زمانی بر فراز آن هم یک قلعه باستانی به نام اسفیدان بوده است. بعد از تخریب این قلعه باستانی، آبادی جدید به تأسی از نام آن تپه، « اسپیدان» و سپس « اسفیدان» نامیده شده است. در شهرستان بام و صفی آباد نیز یک روستای قدیمی به نام اسفید هست که به گفته کارشناسان باستان شناسی شرایط توپوگرافیک مشابه اسفیدان را دارد و همین وجه تسمیه را به خود اختصاص می دهد.
علاوه بر مفهوم قلعه سنگی به عنوان وجه تسمیه این آبادی ها، نام « قلعه سنگی» هم به عنوان جاینام در کشورمان مطرح است. حدود ۲۰ روستا به نام « قلعه سنگی» نیز در کشور وجود دارد؛ از جمله یک آبادی به نام «قلعه سنگی» در ضلع جنوبی بجنورد قرار داشته که بعدها به «حلقه سنگ» شهرت یافت. به طور کلی می توان گفت همه جاینامهای فوق بر همین وجه نامگذاری شده اند.
حال برویم سراغ ریشه شناسی واژه اسفیدان . از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، چنانکه گفتیم واژه «اسفیدان» در اصل < سپئد + خان > بوده است . سپئد [spēd] یک واژه پهلوی است (فرهنگ کوچک پهلوی به فارسی ، ص۱۳۶ ). در این واژه، واج /س/ ابتدا به ساکن ادا می شده و واج « ی» نیز به صورت یای مجهول به تلفظ در می آمد. ( یای مجهول همان آوای «ی» در واژه « مِئ کنم » لهجه افغانی است که در فارسی امروزی ایران به صورت یای معلوم تلفظ می شود: یعنی در اصطلاح آواشناسی همان مصوت (ای) است که (با مشخصات پیشین ،گسترده ، بسته) به صورت / і / نگاشته می شود.
بنابراین از آنجا که در زبان فارسی امروز پدیده ابتدا به ساکن وجود ندارد و در واقع هر واژه با صامت اِعراب دار شروع می شود کلمه [spēd]یا باید به صورت سپید sepid تلفظ شود و یا اِسپید ( espid) . درست مانند شتر و اشتر ، شکم و اشکم ، سپند و اسپند ( قابل ذکر است نمونه پدیده ابتدا به ساکن در واژه انگلیسی school به معنای مدرسه دیده می شودکه در آن واج /s/ بدون حرکت بلکه صرفاً با سکون تلفظ می شود.)
اما جزء دوم اسپیدان پسوند « ان» است که در زبان پهلوی به صورت «خان» بوده است. واژه «خان» در زبان پهلوی به معنای خانه و سرا است (همان ، ص163 ) که در زبان فارسی معاصر در جاینام هایی مانند سفیدخانی و بازخانه دیده می شود.
اینکه چگونه تکواژ « خان » در اسفیدان به «ان» تبدیل شده است باید گفت در دستگاه آوایی زبان فارسی واجهای / x / و / h / و / ؟ / ( یعنی خا، ها، همزه ) که دارای مشخصات ملازی و چاکنایی هستند به دلیل قریب المخرج یا هم مخرج بودن قابل تبدیل به یکدیگرند ؛ مانند تبدیل «خور» به «هور» ( هر دو به معنای خورشید ) که در آنها / ه / و /خ/ واجگونه های یک واج هستند ؛ و چنین است تبدیل واژه های « هست » به «است» یا « هسب» به «اسب» که اعمال این فرایند تغییری در معنای آنها ایجاد نمی کند؛ بلکه فقط نقش و کارکردشان را عوض می کند. در فرایند تبدیل سپئدخان به اسفیدان نیز «خان» به «هان» و سپس «هان» به « ان » تغییر یافته است . این فرایند به صورت ذیل است : سپئد خان > اسپیدهان > اسپیدان > اسفیدان.
تغییر واژه اسپیدان به اسفیدان بعد از حمله اعراب به ایران و رواج گسترده زبان عربی در کشور اتفاق افتاده است. این تغییر بدین سبب بود که در زبان عربی و در لسان فارسی زبانانی که به زبان عربی به عنوان زبان علم مباهات و تفاخر می کردند واج / پ / وجود نداشت و به جای آن از واج /ف/ استفاده می کردند؛ مانند پیروز > فیروز و پارسی> فارسی و پولاد > فولاد.
با همه این توصیفات و قراینی که در جاینامهای اسفیدان در طول تاریخ و در گستره جغرافیای ایران وجود دارد و وجوهی که گذشتگان برای نامگذاری روستاهای مسمّا به این نام ذکر کرده اند می توان گفت به این دلیل نام اسفیدان را بر این اماکن نهاده اند که خانه و قلعه ای که ابتدائاً در آنجا بنا شده از دور دست در انظار مردم به رنگ سفید نمایان بوده است.